فدایی رهبر
دوستان ودشمنان بدانند اگر از سرهایمان كوه ها بسازند؛ فرزندانمان هرگزدركتاب تاریخ نخواهندخواندكه:*خامنه ای تنها ماند*

بزرگ مردتاریخ

جستجو
لوگو دوستان

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

کد پیغام خوش آمدگویی
استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال حافظ


Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت

جاوا اسكریپت

24تیر ماه سالروز ولادت بزرگ مردی است که امروز رهبر امت بزرگ و متحد اسلام است، رهبری که امروز شصت و نهمین بهار زندگی خود را آغاز می کند. "یک نفر را مثل آقای خامنه ای پیدا کنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار و بنای قلبی اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند پیدا نمی کنید، ایشان را من سال های طولانی می شناسم". چه زیبا گفت امام انقلاب درباره رهبری که امروز نه تنها رهبر یک انقلاب بلکه رهبر دنیایی است، دنیای اسلام. رهبری که امروز شصت و نهمین بهار زندگی خود را آغاز می کند. و چه بهاری ؛ بهاری که نه تنها ولادت یک بزرگ مرد بلکه ولادت ولایت امر مسلمین است.
بیست و چهارم تیر ماه 1318 هجری شمسی برابر با 28 صفر 1358 هجری قمری دومین پسر حاج سید جواد حسینی خامنه ای در مشهد مقدس چشم به جهان گشود. علی نامی بود که برای او برگزیدند. خانواده سید علی معنای عمیق قناعت و ساده زیستی را از جد خود آموخته بودند و با آن خو داشتند.
رهبر انقلاب در خصوص دوران جوانی خود می گوید: "منزل پدری من که در آن متولد شده ام  تا چهار پنج سالگی من  یک خانه 60 70 متری در محله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک. هنگامی که برای پدرم میهمان می آمد همه ما باید به زیر زمین می رفتیم تا مهمان برود. بعد عده ای که به پدر ارادتی داشتند، زمین کوچکی را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما دارای سه اتاق شدیم. زندگی ما به سختی می گذشت. من یادم هست شب هایی اتفاق می افتاد که در منزل ما شام نبود، مادرم با زحمت برای ما شام تهیه می کرد و آن شام هم نان و کشمش بود.»
رهبرانقلاب از دوران کودکی در خانواده ای روحانی و روحانی پرور و پاک و صمیمی پرورش یافت و از چهار سالگی به همراه برادر بزرگشان سید محمد به مکتب سپرده شدند. سپس همراه با برادر خود دوران تحصیل ابتدایی را در مدرسه تازه تأسیس اسلامی «دارالتعّلیم دیانتی» گذراندند.
پس از دوران دبیرستان ایشان با انگیزه ای که خودشان آن را راه نورانی روحانیت پدر و تشویق های مادر عنوان کرده اند وارد حوزه علمیه شدند. ایشان دوره مقدمات و سطح را به طور کم سابقه و شگفت انگیزی در پنچ سال و نیم به اتمام رساندند. پدرشان مرحوم سید جواد در تمام این مراحل نقش مهّمی در پیشرفت این فرزند برومند داشتند.
آیت الله خامنه ای از سال 1337 تا 1343 در حوزه علمیه قم به تحصیلات عالی در فقه و اصول و فلسفه، مشغول شدند و از محضر بزرگانی چون مرحوم آیت الله العظمی بروجردی، امام خمینی، شیخ مرتضی حائری یزدی وعلّامه طباطبائی استفاده کردند.
سال 1343، از مکاتباتی که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند، متوجه شدند که یک چشم پدر به علت بیماری آب مروارید نابینا شده است، بسیار غمگ


نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیرماه سال 1391 توسط منتظر ظهور
«و تو ای خواهر دینی ام: چادر سیاهی که تو را احاطه کرده است ازخون سرخ من کوبنده تر است.» (شهید عبدالله محمودی)
«
«حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست.» (شهید محمد کریم غفرانی)
«خواهرم: از بی حجابی است اگر عمر گل کم است نهفته باش و همیشه گل باش.» (شهید حمید رضا نظام)
«از تمامی خواهرانم می خواهم که حجاب این لباس رزم را حافظباشند.» (شهید سید محمد تقی میرغفوریان )



نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیرماه سال 1391 توسط منتظر ظهور
امروز دلم گرفت از همه چی از همه کس ما باشیم وبه رهبرمون توهین شه.............................................................................................

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیرماه سال 1391 توسط منتظر ظهور
دختر محجبه ای با ظاهر ساده از خیابان می گذشت پسرکی گستاخ از پیاده رو داد زد و به او گفت: 
چطوری سیبیلو؟! 

دخترک با خونسردی کامل تبسمی کرد و گفت: ... 

وقتی تو ابرو بر میداری، مو رنگ می کنی و گوشواره میزاری
منم مجبورم سیبیل بزارم تا جامعه احساس کمبود مرد نکنه!!! 


نوشته شده در سه شنبه سیزدهم تیرماه سال 1391 توسط منتظر ظهور
منم عمار همون بچه بسیجی                         زخاک فکه وفاو و دوئیجی


همون سینه زنی که میره هیئت                         کلاس عشق بازی با ولایت


همونی که شنیده این عمار                                      دلش آتیش گرفته از غم یار


نوشته نامه ای از جان به جانان                                    به نام حق تعالی رب منان


سلام مولای من سید علی جان                    سلام ای رهبرم ای قلب ایران


سلام ای قوت دلهای خسته                         بگو مولا دلت از چی شکسته


بگو آقا که دل ها بی قرار                             چشا رو گونه ها شبنم می کار


بگو آقا فقط با یک اشاره                                  که غصه دلامون کرده پاره


من عمار دارم خونه به خونه                           میگم ازمکر شورای زمونه


از اون فتنه گران انتخابات                                 که میدون آمدن با شال سادات


جسورانه دل رهبر شکستین                      خیال کردین که در کوفه نشستین



چه سلمانها به دورش در طوافن                   چه شمشیر ها به اذنش در غلافن


فقط کافی ست تا با یک اشاره                       جهان کفر گردد پاره پاره


الا ای رهبرم لب تر کن ای دوست                      که جان من گره در پیچش موست


فدایی ات من عمار آقا                                        هزاران در هزاران بار آقا


فقط کافی ست لب برگوشایی                   تازم یک تنه در هر شعاعی


چنان جنگم زعشقت تا شهادت                  که صد لیلی برن بر تو حسادت

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیرماه سال 1391 توسط منتظر ظهور
گفتم:خدایا از همه دل گیرم.

گفت:حتی ازمن؟

 گفتم:خدایا دلم را ربودند.

گفت پیش از من؟

گفتم خدایاچقدر دوری؟ گفت:تویامن؟

گفتم:خدایا تنهاترینم.

گفت:پس من.

گفتم:خدایاکمک خواستم.

گفت:ازغیرمن؟ گفتم:خدایا اینقدرنگومن.

گفت:من ازتوام توازمن



نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیرماه سال 1391 توسط منتظر ظهور
سی كه در قفس غرب استحاله شود/ به پنجه هوس غربیان مچاله شود

در خیابان چهره آرایش مکن/ از جوانان سلب آسایش مکن

زلف خود از روسری بیرون مریز/ در مسیر چشم‌ها افسون مریز

یاد کن از آتش روز معاد/ طره گیسو مده در دست باد

خواهرم دیگر تو کودک نیستی / فاش‌ترگویم عروسک نیستی

خواهرم ای دختر ایران زمین/ یک نظر عکس شهیدان را ببین

خواهر من این لباس تنگ چیست ؟/ پوشش چسبان رنگارنگ چیست ؟

پوشش زهرا مگر این گونه بود!

خواهرم این قدر طنازی مکن/ با اصول شرع لجبازی مکن

در امور خویش سرگردان نشو/ نو عروس چشم نامردان مشو

پدرم گفت پدر جان زن اگر زن باشد/ شیر در خانه و در کوچه و برزن باشد

پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم/ زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم

هدف دشمن سنگ افکن، پیشانی ماست/ کسب جمعیتش از زلف پریشانی ماست

پدرم گفت گل از رنگ و لعابش پیداست/ زن مؤمنه از طرز حجابش پیداست


نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیرماه سال 1391 توسط منتظر ظهور

روز و شب ما اگر جهنم گردد
شخصیتمان ترور دمادم گردد
ما بسیجیان نمی گذاریم حتی
یک مو زسر
خامنه ای کم گرد

قبل از تو دلم گلی کــــه نیکوست نداشت
همچون تو پدر که
فاطمی خوست نداشت
از بــس که تــــو مـــاهی پدرم
سیدعلی
والله نمــی شود تــــــو را دوست نداشت

تا نور ولا بــه سینه ی ما تابید
نفرت ز منافـــق به دل ما رویید
ما جمله فدایی ولایـت هستیم
تا کور شود هر آنکه نتواند دید

ما شاکر حقیم کــه داریم تو را
توحیدری و چو ذوالفقاریم تو را
ای
سیدعلی ، رهبر من آقا جان
هیهات که تنــها بگذاریم تو را

آنان که به ظاهـــــــــر غــــم مــردم دارند
هــم نــــوکر و هم ریــــزه خــور اغــــیارند
تیر همه شان خورده به سنگ چون امت
با رهــــــــبری
خامــــــــنه ای بیـــــدارند

نام حسن ، شهرت حسن زاده ای
نـــــور بیــان ، عالـــــــم و آزاده ای
در همه دلها تویـــــی محبوب چون
دل به ره ،
سیــــــد علی داده ای

از عشق تو رهـــــــــبرا نمردن ظلم است
در گوشه ی خانه جان سپردن ظلم است
من مقـــلد
فاطـــــــــمه ی زهـــــــــــرایم
در راه تو یک سیـــــلی نخوردن ظلم است

راه تو سعادت بخـــــــش، راه دشمنت بیراه
من نباشم آقاجـــــان، درد و دل کنی با چاه
ای خامنه ای مولا، حق مـــــــــــادرت
زهرا
چشم دشمنانت کور، دست دشمنت کوتاه

برخون حسین شاه شـــهیدان صلوات
بر روح امام و جـــــــــمع یاران صلوات
همراه
امام و شــــــــــهدا می گوییم
بر
خامنه ای پیر خــــــــراسان صلوات

یارب به علـــــــــی و میــــثم تمارش
یارب به حســین و تشنه لب،انصارش
هر کس که بد ســیدعلی می خواهد
این سال جدیــــــد، از زمــین بردارش

صد شکر که دستان ولی بر سر ماست
دستان
اباالفضـــــــل علــی یاور ماست
ما فاتح فتـــــــــــــنه های دورانیم چون
سید علی خامنه ای رهبــــــــر ماست

ما هستـی خویش به ولــی می بازیم
عشقی که به عشق ازلــی می بازیم
این بار  امانـــــت که خـــــــدا داد به ما
جانی است که بر
سیدعلی می بازیم



نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیرماه سال 1391 توسط منتظر ظهور

رسم تو بچه شیعه ها وقتی میرن خواستگاری


دسته گل یاس می برن تا بمونه یادگاری


وقتی که بچه دار میشن بازم گل یاس میخرن


بچه اگه پسر باشه اسمشو عباس میذارن


اگه خدا بده به من یک پسری تو عالمین


اسمشو عباس میذارم مثل علمدار حسین


علم میدم به دست اون تا که علمداری کنه


بین تموم بچه ها قافله سالاری کنه


وقتی بزرگ شد پسرم میبرمش تو هیئتها


حسین حسین یادش میدم تا بشه نوکر آقا


دلم میخواد یاد بگیره مردونه شیدایی کنه


یه مشک میدم تو هیئتها تا بره سقایی کنه




نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیرماه سال 1391 توسط منتظر ظهور
نوجوانی که در اوایل سن تکلیف به مرجع و مرادش نامه می نویسد!
که نامه ی وی بدین شرح است...

بسم الله الرحمن الرحیم
رهبر عزیزم، مرجع و مرادم حضرت آیت ا... خامنه‌ای با سلام احتراماً من نو جوانی 14 ساله و مقلد شما هستم كه تازه به سن تكلیف رسیده‌ام،آرزوی دیدار شما را داشتم.
ولی تاكنون میسر نشد. اما بارها در عالم رویا دیده‌ام كه پشت سر شما نماز می خوانم. از شما تقاضا دارم كلمه یا جمله‌ای كه در هدایت من مؤثر باشد برایم بنویسید.
سپاسگزارم
نوجوانی درآرزوی دیدار رهبرش
پاسخ حضرت آقا به نامه ی نوجوان
بسمه تعالی فرزندم صفای دوران كنونی عمر را قدر بدانید و در خود سازی علمی و روحی و جسمی خود كوشا باشید.به نماز اول وقت و با توجه، اهمیت بدهید.

چقدر قشنگه که یه نوجوون که تازه به سن تکلیف رسیده به این توصیه های رهبری عزیز که نه تنها خطاب به این فرد، بلکه به همه ی نوجوونای مسلمونه، عمل کنه و سرلوحه ی زندگی قرار بده! خدا رو شکر که چنین امام و مرجعی داریم... الحمدلله.


نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیرماه سال 1391 توسط منتظر ظهور
(تعداد کل صفحات:10)      ...   5   6   7   8   9   10  

مقام معظم رهبری

درباره سایت
نویسندگان
نظر سنجی
آمار سایت
امکانات سایت
Nasr19
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic